مادر زیرک ، خاله نادان :
یکی از نویسندگان می گوید :«من در کوکی همیشه به مادرم بد میگفتم،برای اینکه همیشه من را به رخت شویی ، به جارو کشی و به غذا درست کردن وادار میکرد و بعد هم تا میخواستم فرصتی برای استراحت داشته باشم ، میگفت :«برو درس بخوان ، مشق بنویس ، کتاب بخوان. اما خاله ی مهربانی داشتم که تا چشم مادر را دور می دید ، مرا به گردش میبرد ، اسباب بازی برایم می آورد ، شیرینی برایم میخرید و وقتی که من به خانه ی خاله هم میرفتم ، آنجا احساس آزادی مطلق می کردم و همیشه ستایشگر خاله ام بودم و سر زنش کننده مادرم.
اما حالا که بزرگ شده ام ، همیشه مادرم را ستایش می کنم ، ولی از خاله ام هیچ حرفی نمی زنم.»
اگر گروهی از افراد روشن در جامعه یی قرار بگیرند و با وضع کنونی آن جامعه مخاف باشند و آرزو مند تغییر و تحول سریع و انقلابی در بینش جامعه ، ذوق جامعه ،اعتقادات جامعه و سنت های موجود در این جامعه باشند این ها از طرف مردم ، اکثزیت نخواهند داشت .
کسانی اکثریت خواهند داشت ، که حافظ وضع موجود باشند.
مجموعه آثار26 ، 602